شهید مطهری افشاگر توطئه تاویل "ظاهر" دیانت به "بطن" الحاد و مادیت بضمیمه نقدی از استاد شهید بر "اسلام شناسی" دکتر شریعتی صفحه 53

صفحه 53

«جهاد دفاعی و جنگ صیلبی ایران و روس، بخش ارزشها و عناصر فرهنگی حاکم بر دو جنگ» به تفصیل در این زمینه صحبت خواهیم کرد.)

در آنجا اشاره کردم که: بطور کلی، غالب واژه های بکار رفته در قرآن و روایات معصومین علیهم السلام مثل واژه «حکمت»، «تقوی»، «وَرَع»، «اجتناب»، «حَذَر»، «عَفاف»، «اِعفاف»، «قصر»، «اقصار»، «کَفّ»، «عصمت»، «حیاء»، «استحیاء»، «استعصام»، «استعفاف»، «تَحَصُّن»، «ترک»، «صوم»، «اِمساک»، «عقل»، و حتی خود اصطلاح «شرع» و «شارع» و «شریعت» و غیره _ هر کدام به نوعی، برگشتشان به مسئله «تقید» و «پای بندی به حدود و قیود الهی» است.

مثلاً «حکمت»، از خانواده «حَکَمۀ» است. حَکَمه، دهانه است که به دهان مرکب می زنند تارام و زبون در اختیارش گرفته و از طغیان و سرکشی بازش دارند. و حکمت مهاری است که بر دهان نفس سرکش و بر سرکشیهای نفس می خورد. (در این زمینه، به کتاب، «حکمت، مهاری بر سرکشیهای نفس» از همین قلم، مراجعه فرمائید).

«ورع» نیز معنایش همین است: دست نگهداشتن از هرچه که ناشایست است. اقرب الموارد می گوید: ورع الفرس، ای حبسه بلجامه.

در جلد ششم مقائیس (از کتب قدیمی و ارزشمند لغت عربی) نیز آمده است که، ورع، اصل صحیح یَدلُّ عَلَی الکَفِّ وَ الاِقباضِ، وَ مِنهُ «الوَرَعُ»: العفه و هی الکف عما لا ینبغی.

تقوی نیز همین است. عفاف و عفت نیز همین. در روایات شریفه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، ذیل تفسیر کریمه «... و لباس التقوی ذلک خیر»، «لباس التقوی» به «عفاف» تفسیر و تعبیر شده است. از حضرت یحیی _ علی نبینا و آله و علیه السلام _ در قرآن، با صفت «حَصور» یاد شده که با توجه به ماده «حصر» در لغت (حصره: ضیق عیه و احاطه به _ و حصیر: محبس) به معنای این است که آنحضرت عرصه را از همه سو بر سرکشیهای نفس اماره تنگ کرده و از چهار طرف آن را در حصار کنترل خویش داشته است.

در جای دیگر قرآن نیز از عفت و پاکدامنی دختران، تعبیر به تحصُّن شده است. عرب، بنا کردن و بالا بردن برج و باروهای قلعه را «تحصین» می گوید و «تحصن»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه